تبليغاتX
تبليغات X
بِسمِ اللهِ الرَحمنِ الرَحيم اَللهّمَّ كُن لِوَليِّكَ الحُجَّةِ ابنِ الحَسَن صَلَواتُكَ عَلَيهِ وَ عَلي آبائِه في هذِهِ الّساعه وَفي كُلِّ ساعَة وَليّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيناً حَتّي تُسكِنَهُ أرضَكَ طوعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً و خداوند عشق آفرید

این فصل را با من بخوان باقی فسانه است ...

 زلزله از آسمان می آید ...قضاوت با خودتان...چرا؟
هارپ چیست؟

هارپ (HAARP) یک پروژه تحقیقاتی است که در ظاهر برای بررسی و تحقيق درباره لایه ی آیونوسفیر (Ionosphere)  و  مطالعات معادن زير زمينی (با استفاده از امواج راديويی ELF/ULF/VLF) تاسيس شده است. ولی در واقع "پروژه ای با تکنولوژی جنگ ستارگارن"  به منظور  کامل کردن یک سلاح جدید پايه گذاری گرديده است.

 
 
به صدای هارپ گوش دهيد 

( توضيح آنکه: جنگ هايی که از  امواج "راديويی"، "ليزر" و "نيروی مغناتيس" برای صدمه به نيروی مقابل استفاده کند به جنگ ستارگان معروف است و اين اسم را از فيلم  Star War گرفته اند)

آیونوسفیر چيست و کجاست؟

لایه ی آیونوسفیر در بالاترین لایه ی اتموسفیر (Atmosphere) قرار دارد.

 

 

این لایه تشعشات خطرناک "ماورای بنفش" و "اکس ری" خورشيد را  جذب کرده  و مانند سقفی از ورود آنها به زمين جلوگيری می نمايد تا زندگی بر روی کره زمین امکان پذیر گردد. همچنین به دليل محیط الکتریکی موجود در آيونوسفير  از اين لايه برای انعکاس امواج رادیوئی به اطراف زمین استفاده می شود. اگر این لایه به هر دليلی دچار اختلال شود تاثيرا ت بسیار زیادی بر روی زمین گذاشته و زيستن را مختل می کند.

لايه آيونوسفير چه ارتباطی به هارپ (HAARP) دارد؟

سیستم هارپ (HAARP) طوری طراحی شده است که بر روی آیونوسفیر تاثير مستقيم داشته باشد. از نمونه های اين تاثيرات قرمز و گداخته شدن و يا ذره بينی نمودن لايه را ميتوان نام برد.

این سیستم در حال حاظر از یک مجموعه آنتن های مخصوص (١٨٠ برج آنتن آلومنيومی به ارتفاع ٥٠/٢٣متر) تشکيل و برروی زمينی وسيعی به مساحت ٢٣٠٠٠ متر مربع در آلاسکا (Alaska) نصب گرديده است.

این آنتن ها امواج مافوق کوتاه  ELF/ULF/VLF  را تولید و به آیونوسفیر پرتاب می کنند.

 

آنتن های هارپ (HAARP) در آلاسکا

 

اصولا امواج آنتن ها پس از اصابت به آيونوسفير و بازگشت به زمين قادر اند نه تنها به عمق دريا بروند بلکه فرا تر رفته و به اعماق زمين نيز وارد ميشوند و عملکرد آن بمانند "راديو ترموگرافی" (Radio Thermography) است که امروزه ژئولژيست ها برای  اکتشافات مخازن مختلف شامل گاز و نفت استفاده می کنند.  وقتی يک موج کوتاه "راديو ترموگرافی" به داخل زمين فرستاده ميشود به لايه های مختلف برخورد کرده و آن لايه ها را به لرزه می آورده و از لرزش صدايی با فرکانسی مخصوص توليد و به سطح زمين باز ميگرداند و ژئولژيست ها از صدای بازگشتی قادرند مخازن زيرزمين را شناسايی کنند.

با اين تفاوت که راديو ترموگرافی سيستمی است که با قدرتی به کوچکی ٣٠ وات لايه های زير زمينی را به لرزه درمی آورد و حال آنکه هارپ سيستم فوق الاده پیشرفته تری است که همان لايه های زمين را می تواند با استفاده از قدرتی برابر با ١,٠٠٠,٠٠٠,٠٠٠ (یک میلیارد)  تا ,١٠,٠٠٠,٠٠٠,٠٠٠ (ده میلیارد) وات بلرزاند! بدیهی است که هر چقدر قدرت امواج بیشتر می شود, تاثیراتش بر روی آیونوسفیر و اثرات ذره بینی آن بالاتر می رود. هدف از استفاده از این قدرت چیست؟

 

 

 

از نمودار فوق متوجه می شويد که آيونوسفير گداخته شده (به رنگ قرمز ديده می شود) و سپس مثل يک قلب شروع به تپش ميکند و از اين تپش ها، فرکانس های فوق کوتاه توليد شده که پس از اصابت به زمين به  داخل آن نفوذ مينمايد و در توضیحات زیر مشاهده خواهید کرد که چگونه از اين فرکانس فوق کوتاه و نيرومند، زمين زلزله و خرابی توليد ميگردد.

برای درک چگونگی ايجاد زمين لرزه يک مثال بزنم: وقتی شخصی صحبت ميکند، اول تارهای صوتی او ميلرزند (مثل لرزش های ايجاد شده در آيونوسفير). از اين لرزش فرکانس صوتی توليد شده و پس از اصابت به پرده گوش شنونده، پرده گوش او را ميلرزاند (مثل به لرزه در آوردن لايه های زير زمين به سبب اصابت فرکانس های توليد شده از آيونسفير) و سپس در گوش صدا توليد شده و شنونده آنرا به شنود.

با کمی فکر کردن می توان متوجه این شد که تکنولوژی هارپ "با ويژگی معادن يابی" برای پیدا کردن مخزن های گازی و نفتی ساخته نشده است! زیرا برای پیدا کردن مخازن نیاز به یک میلیارد وات نیست و يک ترموگراف برای اين کار کافيست. با توجه به تاثیرات هارپ بر روی آیونوسفیر و نهایتا تاثیرات آن بر روی زمین و وضعیت آب و هوا، می باید در مورد این تکنولوژی کمی جدی تر فکر کنیم. این تغییرات شامل خشکسالی در مناطقی که تا به حال بی سابقه بوده است، بارندگی های سیل آسا در جاهایی که به خشک بودن معروف هستند، طوفان ها و سونامی ها و ساده تر از همه ایجاد زلزله را ميتوان برای هارپ به شمار آورد.

 ناگفته نماند که امواج بازگشتی از آيونوسفير، پس از ورود به عمق دريا ميتوانند صدمات جانی برای موجودات دريايی، به خصوص نهنگ ها و دلفین ها را در بر داشته باشند.

توضیحات کوتاهی در مورد برخی از کاربرد های هارپ به شرح زيراند:

 ١-  ايجاد موج Extreme Low Frequency) ELF) با فرکانس از ١ تا  ٢٠ هرتس به توسط  آيونوسفير، که با برخورد امواج هارپ توليد شده و سپس به زمين فرستاده می شود و تا اعماق ٣٥ کيلومتری زمين نفوذ نمايد که پس از برخورد  به لايه های مختلف زير زمينی توليد صدا نموده و در پی آن ايجاد زلزله می نمايد.      برای تعاریف "فرکانس باند" ها به اینجا اشاره کنید.

٣٠ دقیقه قبل از زلزله ی سیچوان (Sichuan) در چين در سال ٢٠٠٨، واکنش گذاختگی آیونوسفیر در آسمان مشاهده میشد و در پی آن زلزله هولناک ٨ ریشتری در آنجا بوقوع پیوست.       فیلم کوتاهی از این گذاختگی را تماشا کنید.

 

    

 

٢-  با قابلیت تکنولوژی "ترموگرافی" می تواند کلیه اطلاعات معدن های زیر زمینی کره زمین را در اعماق کم شناسایی کند و کلیه تاسیسات زیر زمینی کشورهای دیگر را دقیقا زیر مطالعه قرار دهد.

٣- ايجاد سونامی، خشکسالی، آتش فشان، سيل ها، طوفان هايی نظير طوفان کاترینا در نیواورلئان (New Orleans) طوفان گانو عمان .

٤- انتقال نيروی برق از محل تاسيسات هارپ به نقطه ی ديگر از زمين و همچنين انتقال  برق از زمين به ماهواره ها.

 ٥- ايجاد اختلال و کنترل فرکانس های نوری مغز در سطوحی به وسعت شهرها و کنترل انسانها از راه دور و ايجاد "غش" و توليد  "وهم" در مغز انسانها.

 ٦- ايجاد اختلال در جريان برق و قطع برق شهری و اختلال در کار کامپيوتر هواپيماهای مسافربری (مقاله ای از شرکت بوئينگ (Boeing) در اين رابطه بخوانید)، جت های جنگنده، کشتی ها، زير دريايی ها و غيره.

 ٧- ايجاد انفجار های عظيم زیر زمينی با قدرت بمب های اتمی و بدون توليد اشعه های راديو اکتيو (Radioactive).

 ٨- اختلال درعملکرد طبيعی آيونوسفير که چرخش زمين را در کنترل دارد. احتمال بسيار ميرود که درصورت دستکاری های متناوب تاثيراتی در حرکت چرخشی زمين ايجاد گردد، بدين صورت که يا چرخش را سرعت بخشيده و يا کند نمايد.

٩- ايجاد ديوارهای راديويی ضد هواپیما و ضد موشک.

 می توان به راحتی گفت که همه اسلحه های جنگی معمول و متداول امروزه در مقابل با اين تکنولوژی جديد کاملا متروکه به شمار ميايند به گونه ای که "هارپ" ميتواند با يک عملکرد کليه کامپيوتر های يک هواپيما را از فواصل دور از کار انداخته و آنرا سقوط دهد.

با دقت متوجه ميشويد هارپ استفاده های زیادی بعنوان تهديد و يا سرکار گذاشتن کشورها دارد. مثلا می خواهند به کشوری حمله کنند در اين صورت برای جلوگيی از مزاحمت احتمالی کشور همسايه برای آنها زمين لرزه آورده و با سرکار گذاشتن آن کشور، برنامه های شوم خود را اجرا کنند.

در اين مقاله ما فقط  به نکته ١،یعنی فقط در رابطه با ايجاد زلزله بتوسط  هارپ اشاره میکنیم.

در ابتدا نگاهی می کنیم به تعداد زمین لرزه هایی که در بیست سال اخیر در ایران رخ داده اند. این اطلاعات را از وب سایت "پژوهشگاه زلزله شناسی ایران"  به دست آوردم. این نمودار با توجه به تعداد زمین لرزه های بالای 3 ریشتر تهیه گردیده است.

نکته ی مورد توجه اینجاست که سیستم هارپ در سال ١٩٩٨ (١٣٧٧) تکمیل شد و این مصادف با سالیست که از آن به بعد به تعداد زمین لرزه ها در ایران اضافه شده است.

 

 

 

همان طوری که مشاهده می کنید، تعداد زمین لرزه هایی که در ایران در بیست سال اخیر آمده است رو به بالا بوده. محاسبات من اینگونه نشان ميدهد که:

٧/٢٠٨  میانگین  بین دهه ی ١٣٦٧-١٣٧٧

   ٤/٦٣٩  میانگین بین دهه ی ١٣٧٧-١٣٨٧

افزایش در دهه اخير برابر با :   ٤/٢٠٦ درصد

برای مقایسه نگاهی می کنیم به تعداد زمین لرزه های بیست سال اخیر در نیوزیلند که یکی از زلزله خیز ترین کشورهای دنیا می باشد. اطلاعات را از وب سایت "جی ان اس - نیوزیلند" به دست آوردم.

 

 

٣/١٥٥٩٣  میانگین  بین دهه ی ١٣٦٧-١٣٧٧

  ٢/١٥٢٠٦  میانگین بین دهه ی ١٣٧٧-١٣٨٧

کاهش در دهه اخير برابر با ٤٦/٢ درصد

اگر به نمودار زلزله در آلاسکا، که مجموعه ی هارپ در آن واقع است دقت کنیم متوجه افزایش بسیار غیر طبیعی را در سال ١٣٨١ مشاهده می کنیم که تعداد زمین لرزه ها به یکباره چهار برابر سال های قبل می شود. این تغییر ناگهانی شاید به دلیل آزمایشات تحقیقاتی مسئولین هارپ در این ایالت باشد. اطلاعات زير از از وب سایت "مرکز اطلاعاتی زمین لرزه آلاسکا" به دست آمده است.

 

 

 

٩/٤٧٧٣ میانگین  بین دهه ی ١٣٦٧-١٣٧٧

٤/١٨٦٥٨ میانگین بین دهه ی ١٣٧٧-١٣٨٧

افزایش در دهه اخير برابر با : ٨/٢٩٠

 

  چرا درصد زلزله ها در عمق ١٤ کيلومتر در ایران اينگونه بالا رفته اند؟

 در حين جستجو ها به يک عدد ويژه ای برخورد کردم که به نظرم  غير واقعی رسيد. سئوالی برايم پيش آمد که چگونه اغلب زمين لرزه ها در چند سال اخير در ایران در عمق ١٤ کيلومتر اتفاق افتاده اند؟ و وقتی نگاهی به دهه قبل انداختم متوجه شدم که عملا درصد زمين لرزه ها در این عمق يا صفر بودند و يا حد اکثر تا دو درصد.

 

 

ياد آور می شويم:  زمين لرزه های خطر ناک در لبه های "رگه گسل"  يا "Fault lines" توليد ميگردند.

ارگ بم چه شد؟

 

  بم بعد از ٢٠٠٠سال ایستایی؟!

 

در اواخر آذر ماه ١٣٨٧ در اینترنت به دنبال مطالبی در مورد زلزله در ایران بودم، که به تالار گفتگو وب سایت پی سی ورلد رسیدم. در آنجا به مطلبی که شخصی با نام  "عادل کهن" (adelkohan)  در مورد وقوع زلزله های پی در پی بندر لنگه نوشته بود برخورد کردم  که در زير مشاهده می کنيد:

من ساکن بندرلنگه هستم، شهری کوچک در کنار خلیج فارس.
دو هفته قبل زلزله زیاد میومد که کمتر از 3 ریشتر بود. این زلزله ها تا دو هفته ادامه داشتند. در موقع زلزله بعضی از قسمت های دریا برای چند لحظه قرمز میشد و در این دو هفته ماهی ها میمردند و بعضی ها هم سوخته بودند. بعد چند روز بوی بد (مثل بوی فاضلاب) از طرف دریا به سمت شهر اومد.
در اخبار استان گفته بود که این به خاطر جلبک های سمی در دریا است (که من در این ٢٧ سالی که در بندرلنگه بودم جلبک سمی نشنیده بودم). بعد از این اعلام کرد که ماهی های بعضی مناطق استان را کسی مصرف نکند.
من یک تکه از فیلم حادثه عجیب که در دریا رخ داده می گذارم و نگاه کنید.
من خودم وقتی یک هفته زلزله پشت سر هم میکرد گفتم حتما کوه آتشفشان توی دریا است. حالا نظر دوستان چیه...

 برای تماشای این فیلم کوتاه به اینجااشاره کنید.

 

 

 

 

این کلیپ کمتر از یک دقیقه است و تماشای آن به شما توصیه می شود. هنگام تماشا به قرمزی روی سطح آب دقت کنید.

 

دلفین های چه شدند؟

 

 

در سال ١٣٨٦ , ١٥٢ دلفین در خلیج فارس به طور غیر منتظره در دو نوبت به فاصله یک ماه مرده و به ساحل دریا کشیده شدند. دسته ی اول شامل ٧٩ دلفین و دسته دوم هم ٧٣ دلفین بود.

دلیل های مختلفی برای مرگ این دلفین ها آورده شد ولی اگر از من می پرسید هیچ کدام قانع کننده نیستند. این دلفین ها کاملا مشخص است که سوخته اند! اینکه "خودکشی" کرده اند، یا اینکه به خاطر "فعالیت های صیادی" مرده اند جوابگوی سوختگی بدن های آنها را نمیدهد!

به گزارش خبرگزاری آفتاب "علت مرگ ٧٣ دلفین دیگر كه یك ماه پس از حادثه نخست رخ داد را نیز این كارشناسان بین‌الملللی در گزارش خود،  ‘عوامل طبیعی’ اعلام كرده‌اند كه در این گزارش هنوز عوامل طبیعی ناشناخته است و می‌تواند ‘شوک’ یا ‘استرس’ باشد كه در نتیجه آن یكی از دلفین‌ها به سمت ساحل آمده و مابقی نیز به دنبال آن آمده‌اند یا یكی از آن‌ها برای شكار ماهی به سمت ساحل آمده و بقیه نیز آمده‌اند و در ساحل كه شیب ملایمی دارد، گیر كرده‌اند." ٢/١٢/١٣٨٦

 

آیا پاسخ به سئوال مرگ دلفین ها در خیلج فارس "هارپ" نیست؟

 

 آیا این اثر سوختگی نیست؟

 

هارپ (HAARP) یک پروژه ايست که مسئولين اعلام کردند برای "بررسی و تحقيق" درباره لایه ی آیونوسفیر بر پا شده است. ولی در واقع اين يک سلاح پیشرفته ی جنگی جدید است که کلیه ی اسلحه های صده ی قرن بیستم را فلج می کند.

هزینه های این پروژه مشترکا از طرف نیروی هوایی آمریکا، نیروی دریایی آمریکا، آژانس تحقیقاتی پروژه های دفاعی پیشرفته ی آمریکا و دانشگاه آلاسکا است. لازم به یادآوریست که سیستم "هارپ" در کشورهای گرین لاند، نروژ، روسیه و همچنین در روی بعضی از ماهواره ها به جهت فلج کردن سيستم راديويی هواپيما ها و نهايتا سقوط آنها استفاده ميگردد.

نتايج:

همانطور که گفته شد ارتعاشات راديويی هارپ باعث سرخ شدن لايه آيونوسفير شده و اين لايه را  به نوسان در می آورد.

اين نوسانات به نوبه خود موجب صدا با فرکانس های کوتاه از ١ تا ٢٠ هرتس می شوند که فرکانس

(Extremely Low Frequency/Ultra Low Frequency   ELF/ULF)  نام دارند. این فرکانس ها پس از نفوذ به زمين، زمین زلزله ايجاد می کنند.

 با توجه به ازدياد درصد زلزله در سطح ايران در دهه اخير نسبت به دهه پيشين که متجاوز به ٤/٢٠٦ % بوده است ميتوان به وجود تاثيرات ديگری در ايجاد زلزله های مصنوعی پی برد، خصوصا آنکه اين ازدياد پس از آغاز فعاليت های هارپ واقع شده اند.

پیشنهادات برای پیش اخطار:

اینکه همه باید در مورد هارپ و ماهواره هایی که دارای چنین تکنولوژی هستند کاملا آگاه و مطلع باشند هیچ شکی نیست و قصد من در جمع آوری این اطلاعات صرفا به همین منظور نیز بوده است. بنابراین تقاضای ما از شما خواننده ی محترم با فروتنی چیزی جز این نیست که آنچه را که در این مقاله خوانده اید به دیگران انتقال دهید.

برای پيشگيری و دريافت پيش اخطار از اين قبيل زلزله ها ميتوان ايستگاهايی در حوزه های وسيع تاسيس و بکار گرفت و با اندازه گيری فرکانس صداهایی که از آسمان می آید به  بروز  این زلزله پی برد.

زمان دريافت پيش اخطارهای ELF بين ١٥ دقيقه تا ٣ ساعت قبل از وقوع زلزله متغير است. زلزله ی چین 30 دقیقه پس از مشاهده ی سرخی آیونوسفیر به وقوع پیوست.

اندازه گيری فرکانسELF/ULF  در جاهايی که خالی از فرکانسهای مزاحم ديگر از قبيل برق فشار قوی، فرودگاه ها، ايستگاه های راديويی و تلفنی ميباشد، انجام پذير است.

نمونه ای از يک دستگاه ELF/ULF  سنج دستی و يک دستکاه Magnetometer را در زير مشاهده ميکنيد. برای اطلاعاب بيشتر بر روی آنها اشاره کنيد.

 

           

 

                        ELF/ULF Receivers 0.01Hz-40Hz                        Bell-5180-Magnetometer               

                                     

 

ویدیوها و کتاب هایی از محققان خارجی به زبان انگلیسی:

در مورد "هارپ" کتابی بنام  Angels Don't Play This HAARP  بتوسط Dr. Nick Begich  نوشته و بر مبنای آن دو ويديو،  يکی در سال ۱۹۹۵ بنام  Angels Don't Play This HAARP و ويديوی ديگری در سال ۲۰۰۸ بنام  Angels Still Don't Play This HAARP تهيه شده است.

 در مورد جنگ ويتنام (Vietnam) و باران های سيل آسا و دستکاری آب و هوا به توسط آمريکا (اغلب باران های استوايی از طريق ماهواره و سمپاشی از هواپيما بر روی ابر ها ايجاد می شدند) آقای دکتر  باب فيتريکاس (Dr. Bob Fitrakis) کتابی بنام Weather Modification & Full Spectrum Dominance نوشته و فيلمی از کنفرانس خود در اين زمينه  تهيه کرده که بخشی از آن را در کليپ ويديويی بنام THE MAD WHITE HOUSE WILL USE LASER WEAPONS ميتوانيد مشاهده کنيد.    

 مقاله ای در مورد عملکرد هارپ در دانشگاه استانفورد (University of Stanford) به نام HAARP PROJECT تهيه شده است که فقط به جنبه تحقيقاتی هارپ نگاه می کند و به جنبه های غير انسانی آن توجهی نشده است.

 سوالی به بقاء موجوديت و در آينده ای نه چندان دور؟ به اينجا HAARP WORLDWIDE اشاره کنيد.

 برای پيوند های مطالعاتی امواج راديويی زير فرکانس 22KHz به اینجا اشاره کنيد.

دومای روسیه به هارپ چگونه فکر میکند؟

اعتراض شرکت  بوئينگ (Boeing) به هارپ در اين رابطه بخوانید.

 

به نقل از ویلاگ از ثریا

|+| نوشته شده توسط صدای خاموش در سه شنبه هشتم دی 1388 ساعت 9:29 |
 گفت‌وگو
گفت‌وگو با حجت‌الاسلام و المسلمين سيد اسدالله هاشمي شهيدي

اشاره:

حجت‌الاسلام و المسلمين هاشمي شهيدي يكي از مؤلفان بنام حوزة مهدويت و صاحب آثاري ارزشمند همچون زمينه‌سازان انقلاب جهاني مهدي(ع) و ظهور حضرت مهدي(ع) از ديدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان است. نوآوري ايشان در كتاب دوم بهانه‌اي شد كه دربارة موضوع «موعود اديان» و نگاه اقوام و ملل مختلف جهان هر چند براي مدتي كوتاه و مختصر به گفت‌وگو بنشينيم. اميد كه مقبول طبع شما قرار گيرد.

  •  بشارت به ظهور منجي موعود چه جايگاهي در ميان اديان به ويژه اديان ابراهيمي دارد و نسبت آن با وضع كنوني عالم و آدم چيست؟
 بر اساس تعاليم انبيا و نويدهاي كتب آسماني، علي‌رغم عوامل بدبيني بي‌شماري كه نسبت به آينده بشر در جهان ديده مي‌شود، اوضاع كنوني جهان قابل دوام نيست، و دير يا زود گردونة زمان به نفع محرومان خواهد چرخيد، چهرة جهان دگرگون خواهد شد، و مفاسد اجتماعي و كشمكش‌هاي كنوني جاي خود را به آرامش و امنيت خواهد داد. مطابق وعده‌هاي انبيا و نويدهاي كتب آسماني،‌ چشم‌انداز آيندة جهان و سرنوشت بشر روشن است.
نگاهي كوتاه به كتاب‌هاي مذهبي اهل اديان اين امر را به خوبي نشان مي‌دهد كه وقتي جهان دچار فتنه و آشوب شود و آتش ظلم و بيدادگري همة جهان را فراگيرد، و جنگ‌هاي خانمان‌سوز و ويرانگر مردمان جهان را به ستوه آورد و زمامداران جهان از ادارة امور كشورها عاجز و ناتوان گردند و براي خاموش كردن آتش فتنه‌ها و جنگ‌ها راه چاره‌اي نيابند، در چنين موقعيت حساس و بحراني يك مصلح بزرگ جهاني،‌ با اتكا به قدرت لايزال الهي قيام خواهد كرد، و به يك اصلاح عمومي در تمام جهان دست خواهد زد و زورگويان، زور مداران و قدرت‌طلبان افسارگسيختة عالم را سر جاي خود خواهد نشاند و به همه بدبختي‌ها و تيره‌روزي‌ها و گرفتاري‌هاي بشريت خاتمه خواهد داد.
خوشبختانه هنگامي كه به اديان آسماني مراجعه مي‌كنيم، كتب آسماني را سراسر مملو از اميد، و سرشار از نويدهاي بهروزي و وعده‌هاي ظهور آن «مصلح جهاني» مي‌بينيم، و شايد براي برخي كمي تعجب‌آور باشد كه در تمام اديان و مذاهب بزرگ جهان، اعم از وثنيت، كليميت، مسيحيت، مجوسيت و آيين مبين اسلام... از مصلحي كه در پايان جهان ظهور خواهد كرد و به جنايت‌ها و خيانت‌هاي انسان‌ها خاتمه خواهد داد و شالودة حكومت واحد جهاني را، بر اساس عدالت و آزادي بنيان خواهد نهاد، گفت‌وگو شده و برتر و بالاتر از همه، نويد ظهور آن مصلح بزرگ جهان، به خصوص در اسلام و قرآن نيز، به صورتي جامع‌تر، كامل‌تر، عميق‌تر و جدي‌تر، مطرح شده است.

  •  علت توجه اديان به منجي موعود چه بوده و منجي‌گرايي چه ارتباطي با هدف و فلسفة اديان دارد؟

براي پاسخ به اين سؤال بايد چند نكته را توضيح بدهم. نكتة اول اين كه توجه اديان به منجي موعود يك امر فطري است و جزئي از سرشت آدمي. قرآن كريم مي‌فرمايد:
و أقم وجهك للدّين حنيفاً فطرة الله التي فطر الناس عليها لاتبديل لخلق الله.1
پس روي خود را با گرايش تمام به حق، به سوي اين دين كن، با همان سرشتي كه خدا مردم را بر آن سرشته است. آفرينش خداي تغييرپذير نيست.
خداوند، انسان را آفريده و طبيعت او هم خدايي است و دين جزئي از اين خميرمايه. به همين علت است كه انسان بايد به خداوند توجه پيدا كند.
دين مجموعه‌اي از قوانين و مقررات است كه كلياتش در فطرت افراد وجود دارد و جزئياتش را انبيا آورده‌اند. توحيد هم كه جزئي از دين است در فطرت هم وجود دارد. شما بچه‌اي را در بيابان رها كنيد و فقط به او آب و غذايي بدهيد تا رشد كند. همين كه بزرگ شد دنبال موجودي براي پرستيدن مي‌گردد و اين جاست كه نياز به انبيا خودش را نشان مي‌دهد. اميرالمؤمنين علي(ع) در نهج‌البلاغه مي‌فرمايند:
و بعث الله رسله و واتر إليهم أنبيائه ليستأدوهم ميثاق فطرته و يذكّروهم منسيّ نعمته.2
پس پيامبران خود را برانگيخت و يكي پس از ديگري فرستاد تا عهد خداشناسي را كه در فطرت آدمي بود باز طلب كنند و نعمت از ياد رفته را باز به ياد آورند.
خلاصه اين كه انبيا مردم را متوجه دين كردند و آن را به ياد كساني آوردند كه آن را فراموش كرده بودند. مطلب بعدي اين كه باز در قرآن كريم آمده است:
إنّي جاعل في الأرض خليفة.3
من در زمين جانشيني خواهم گماشت....
در نگاه قرآن «خليفه» پيش از «خليقه» است يعني اول خداوند خليفه را آفريد و پس از او خلايق را؛ به عبارت ديگر اول لازم بوده همة اسباب هدايت بشر فراهم باشد بعد او بر زمين گام نهد. انبياي الهي علاوه بر نقش توجه دادن مردم به فطرت و هدايت كردن آن‌ها، نقش اجراي اين قوانين را هم بر عهده داشته‌اند؛ چرا كه قانون بدون مجري امر بيهوده‌اي است.
خداوند متعال در سورة حديد مي‌فرمايد:
لقد أرسلنا رسلنا بالبينّات و أنزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط و أنزلنا الحديد فيه بأس شديد و منافع للناس... .4
به راستي [ما] پيامبران خود را با دلايل آشكار روانه كرديم و با آن‌ها كتاب و ترازو فرود آورديم تا مردم به انصاف برخيزند و آهن را كه درآن براي مردم خطري سخت و سودهايي است، پديد آورديم.
و در جايي ديگر هم دربارة حضرت ابراهيم آمده است:
و إذ ابتلي ابراهيم ربّه بكلمات فأتمّهنّ قال إنّي جاعلك للناس إماماً.5
و چون ابراهيم را پروردگارش با كلماتي بيازمود و وي آن همه را به انجام رسانيد، [خدا به او] فرمود: «من تو را پيشواي مردم قرار دادم».
خلافت با امامت توأم است و مجري برنامه‌هاي الهي رهبر يا همان امام است كه بعضي از آن با عنوان «مصلح» و برخي هم با عنوان «منجي» ياد مي‌كنند. باز در آيه ديگري خداوند متعال مي‌فرمايد.
و نريد أن نمنّ علي الّذين استضعفوا في الأرض و نجعلهم أئمّة و نجعلهم الوارثين.6
و خواستيم بر كساني كه در آن سرزمين فرو دست شده بودند منت نهيم و آنان را پيشوايان [مردم] گردانيم و ايشان را وارث [زمين] كنيم.
در نتيجه آنچه كه با فلسفة اديان نسبت پيدا مي‌كند مسئله اجراي قوانين و قواعد الهي است. ولي آيا ما تا كنون در دنيا ديده‌ايم كه كسي بيايد و بتواند قواعد الهي و عدالت واقعي را كه جزئي از آن است، چنان‌كه بايد پياده كند يا نه؟ در جواب بايد بگوييم: خير، تا كنون كسي نتوانسته هدف اساسي آفرينش را به طور كامل زمين پياده كند و آن را به اجرا درآورد و لذا اين جاست كه به منجي نياز پيدا مي‌كنيم؛ همان شخصيتي كه در رابطه با اهداف اساسي دين بيايد و در تمام جهان عدالت را پياده كند.

  •  اگر بخواهيم به چند وجه مشترك منجي اديان اشاره كنيم، آن‌ها كدامند؟
 با توجه به آنچه كه ما در كتاب‌هاي مختلف ديده و خوانده‌ايم، در واقع همه اديان و ملل جهان در انتظار يك منجي‌اند و تفاوت آن‌ها در وصف و اسامي آن‌هاست. ظهور همه آن‌ها در آخرالزمان است پس از فراگير شدن ظلم و ستم او هم مي‌آيد و عدالت را در جهان مي‌گستراند. پيش از آمدن او جنگ‌ها و اختلافات زيادي رخ مي‌دهد و پس از آن زندگي شيرين بشر آغاز مي‌شود.
به قول شاعر:
امروز شاه انجمن دلبران يكي است
دلبر اگر هزار بود دلبران يكي است
ما دين و دل به يكي داده‌ايم و بس
عيبم مكن كه حاصل هر دو جهان يكي است
يا به تعبير ما طلبه‌ها:
عباراتنا شتّي و حسنك واحد
و كلّ إلي ذات الجمال الواحد يشيروا

عبارات ما متفاوت است و الّا حسن تو يكي است.
و همه به جانب آن ذات واحد زيبا اشاره دارند.

  •  آيا منظور شما اين است كه همه اديان به نوعي بشارت به ظهور امام مهدي(ع)، منجي موعود مسلمانان داده‌اند؟
 دقيقاً همين طور است. شما نگاه كنيد، اديان و مذاهب مختلف از منجي خود با عناويني نظير صاحب، قائم و ايستاده، محمد، مهيمن، احمد، بقيت الله، قاطع و... ياد كرده‌اند آمده و اين‌ها همان اوصاف و القاب و اسامي حضرت مهدي(ع) است. وقتي آن‌ها صحبت از «راهنما» مي‌كنند، اين راهنما همان «هادي» و «مهدي» ماست و يا «خجسته» و «فرخنده» ترجمه همان «محمد» و «محمود» ماست. و حقيقتاً جاي بسي خرسندي است كه بگوييم اكثر قريب به اتفاق نويدهايي كه در رابطه با ظهور «مصلح بزرگ جهاني» در كتاب‌هاي آسماني آمده ـ اگر نگوييم همه آن‌ها ـ تنها با وجود مقدس مهدي موعود(ع)، آخرين بازمانده حجت الهي از امامان معصوم شيعه(ع) مطابقت دارد. تفصيل اين مطلب را عزيزان مي‌توانند در كتاب ظهور حضرت مهدي(ع) از ديدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان مطالعه كنند. ما در آن جا به تفكيك، ابتدا عبارات مختلف كتاب‌هاي اديان، مذاهب و ملل جهان7 را آورده‌ايم و سپس مشابه همان تعابير را در كتاب‌ها و احاديث خود يافته و در ادامه مطلب گنجانده‌ايم. يعني شما وقتي بخش نهم اين كتاب را مطالعه كنيد مي‌بينيد كه اصلاً موعود همة اديان حداكثر تفاوتشان در اسم آن‌هاست و گويا يك متن واحد در دست صاحبان همة اديان بوده و هر كدام از آن‌ها اين متن را به زبان مخاطبان خود ترجمه و بيان كرده است.

  •  به عنوان مثال آيا در كتاب مقدس هر جا صحبت از منجي شده منظور مهدي(ع) بوده است؟
 بنابر گفته قاموس كتاب مقدس كلمه «پسر انسان» هشتاد بار در انجيل و ملحقات آن (عهد جديد) آمده كه تنها در سي مورد آن قابل تطبيق بر حضرت عيسي(ع) است. اما در پنجاه مورد ديگر از نجات‌دهنده‌اي سخن مي‌گويد كه در آخرزمان و پايان روزگار ظهور خواهد كرد و حضرت عيسي(ع) نيز با او خواهد آمد و او را جلال و عظمت خواهد داد. به عبارت ديگر ممكن است براي مقاطع مختلف زماني صحبت از منجي و مصلح به ميان بيايد و منظور شخصيت‌هاي مختلفي باشد ليكن هر جا صحبت از منجي و مصلح آخرالزمان است هيچ مصداقي جز حضرت مهدي(ع) آخرين حجت خدا نخواهد داشت. اين را هم در اين جا بايد متذكر شوم كه هر چند ما معتقديم تمام كتاب‌هاي آسماني غير از قرآن كريم تحريف شده‌اند وليكن باز در لابه‌لاي عبارات و متون آن‌ها بخش‌هايي تحريف نشده و دست نخورده باقي مانده‌اند كه از مقايسه با قرآن و متون اسلامي مي‌توانيم آن‌ها را استخراج كنيم و بهترين دليل براي تحريف نشدن آن‌ها همين تطبيق با متون اسلامي ماست.

  •  به نظر شما چه عواملي موجب شده كه در سال‌هاي اخير توجه به موعود آخرالزمان در ميان همة اديان افزايش يابد؟
 به نظر بنده، بيش و پيش از هر چيز ديگري مهم‌ترين عامل مؤثر در اين رابطه، بشارت‌ها و نويد‌هايي است كه در كتاب‌هاي مقدس آن‌ها آمده است. اين بشارت‌ها به همة آن‌ها كه اهل مطالعه‌اند و تنها قدري اهل فكر و انديشه هستند مي‌فهماند كه بشر به خودي خود نمي‌تواند سعادت را براي خودش تحصيل كند و به شدت نيازمند مدير و رهبري است كه همة مردم را به سمت سعادت رهنمون شود.
در مرحلة بعدي عامل ديگري كه مردم را به اين سمت سوق داده، مسئله يأس و نااميدي و نقص قوانين بشري و بين‌المللي است. ناكارايي سازمان‌هاي بين‌المللي كه مدعي اجراي عدالت و سعادتمند كردن مردم بوده‌اند و نمايان شدن دروغ‌ها و گزاف بودن ادعاهاي آن‌ها، به طور طبيعي آن‌ها را به اين سمت سوق خواهد داد. همان طور كه امروزه مي‌بينيم علي‌رغم تبليغات فراواني كه براي حل مشكلات و معضلات جهاني صورت مي‌گيرد هيچ اتفاق خاصي نيفتاده و مستكبران هم‌چنان به ظلم‌ها و ستم‌هايشان بي‌هيچ مانع و رادعي ادامه مي‌دهند. كه البته همه فهميده‌اند از اين سازمان‌ها در آينده هم گردي بر نمي‌خيزد و خيري به بشريت نخواهند رساند. در چنين شرايطي اذهان مردم متوجه آن كسي مي‌شود كه خداوند او را براي اين عالم ذخيره كرده تا با آمدنش عدل و داد در تمامي عرصه‌هاي گيتي گسترش يابد.

  •  شرايط عمومي جهان را براي ظهور منجي موعود آخرالزمان چگونه مي‌بينيد؟
 شرايط موجود است ولي موانع مفقود نيست. نشانه‌هاي ظهور چه آن‌ها كه كلي بيان شده‌اند؛ نظير آكنده شدن جهان از ظلم و جور، كثرت فتنه‌ها، هرج و مرج و امثال آن و چه آن‌ها كه به طور مصداقي به حوادث و جريانات پرداخته‌اند نظير تعبير حضرت امير(ع) كه فرمودند:
كم من بلايا في أرض لبنان.8
چه زيادند بلاهايي [كه] در خاك لبنان [ديده خواهد شد].
همه در حال وقوع هستند و شرايط را فراهم مي‌سازند ولي موانع كه همه به خود ما و آمادگي ما برمي‌گردند هم چنان پابرجا هستند و با توجه به اين كه آن‌گونه كه بايسته و شايسته است ما نسبت به اصلاح خود، اطرافيان و جامعه پيرامون خود اقدام نكرده‌ايم معلوم نيست تا كي اين ماجرا ادامه پيدا كند هرچند اميدواريم خداوند متعال مرحمت كرده و ديدگان همة ما را به ظهور پرنور آن حضرت منور سازد و ان‌شاءالله مقدمات فرج يكي پس از ديگري فراهم شود و همة ما شاهد آن واقعة پرشكوه باشيم.

  •  با تشكر از فرصتي كه براي انجام گفت‌وگو در اختيار ما قرار داديد.

پي‌نوشت‌ها:

1. سورة روم (30)، آية 30.
2. نهج‌البلاغه، خطبة اول [ترجمه آقاي فولادوند، ص23].
3. سورة بقره (2)، آية 30.
4. سورة حديد (57)، آية 25.
5. سورة بقرة (2)، آية 124.
6. سورة قصص (28)، آية 5.
7. ناشر: انتشارات مسجد جمكران، چاپ سوم: 1384.
8. براي مطالعه متن كامل خطبه، ر.ك: فتلاوي، مهدي‌حمد، علامات المهدي المنتظر(ع) في خطب الامام علي(ع) و رسائله و احاديثه، ص258 به بعد.


ماهنامه موعود شماره 67
|+| نوشته شده توسط صدای خاموش در چهارشنبه هفتم مرداد 1388 ساعت 11:40 |
 
  
|+| نوشته شده توسط صدای خاموش در شنبه نهم خرداد 1388 ساعت 14:39 |
 بخندیم یا گریه کنیم ؟!!

 

چقدر خنده داره که یک ساعت عبادت به درگاه الهی دیر و طاقت فرسا میگذره ولی 60 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می گذره!

 چقدر خنده داره که 100  هزار تومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می ریم کم به چشم میاد!

 چقدر خنده داره که یه ساعت عبادت طولانی به نظر میاد اما یه ساعت فیلم دیدن به سرعت میگذره!

 چقدر خنده داره که وقتی می خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می کنیم چیزی به فکرمون نمی یاد تا بگیم اما وقتی که می خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم!

 چقدر خنده داره که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمان به وقت اضافه می کشه لذت می بریم و از هیجان تو پوست خودمون نمی گنجیم اما وقتی که مراسم دعا و نیایش طولانی تر از حدش می شه شکایت می  کنیم و آزرده خاطر می شیم!

 چقدر خنده داره که خوندن یه صفحه دعا سخته اما خوندن 100 صفحه از پرفروشترین کتاب رمان دنیا آسونه!

 چقدر خنده داره که سعی میکنیم ردیف جلو صندلی های یک کنسرت یا مسابقه رو رزو کنیم اما به آخرین ردیف یک مکان مذهبی تمایل داریم!

 چقدر خنده داره که برای عبادت و نیایش هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا نمی کنیم اما برای بقیه برنامه ها رو سعی می کنیم تو آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم!

 چقدر خنده داره که شایعات روز نامه ها رو به راحتی باور می کنیم اما معجزات الهی رو به سختی باور می کنیم!

 چقدر خنده داره که همه مردم می خوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری  در راه خدا انجام بدن به بهشت برن!

 چقدر خنده داره که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال می کنید به سرعت آتشی که در جنگلی انداخته شود همه جا را فرا می گیرد اما وقتی که سخن و پیام الهی  رو می شنوید دو برابر در مورد گفتن و یا نگفتن اون فکر می کنید!

 خنده داره. اینطور نیست؟!     دارید می خندید؟        دارید فکر می کنید؟      دارید گریه میکنید؟

 این حرفارو به گوش بقیه هم برسونید و از خداوند سپاس گذار باشید که او خدای مهربان و دوست داشتنی است.

 پی نوشت : آیا این خنده دار نیست که وقتی که می خواید این حرفارو به بقیه بزنید خیلی ها رو از لیست پاک می کنید بخاطر اینکه شک دارید که اونها به چیزی اعتقاد دارند ؟!!!

 خنده داره یا گریه؟ . . .

 

 

نظر یادتون نره اگر چیزی از قلم افتاده اضافه کنید ....

 

|+| نوشته شده توسط صدای خاموش در شنبه پانزدهم فروردین 1388 ساعت 12:2 |
 عیدانه
سلام

سال نو مبارک

سال نو مبارک

|+| نوشته شده توسط صدای خاموش در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387 ساعت 20:11 |
 گفتگو

 

در رویاهایم دیدم که با خدا گفتگو می کنم
خدا پرسید
تو می خواهی با من گفتگو کنی؟
من در پاسخش گفتم:
اگر وقت دارید!
خدا خندید:
وقت من بی نهایت است.
پرسیدم :
چه چیز بشر، شما را سخت متعجب می سازد؟

خدا پاسخ داد :
کودکی شان،
اینکه آنها از کودکی شان خسته می شوند،
عجله دارند که بزرگ شوند،
بعد دوباره بعد از مدت ها،آرزو می کنند که کودک شوند...
اینکه سلامتیشان را از دست می دهند تا به ثروت برسند،
و بعد ثروتشان را می دهند تا دوباره سلامتی خود را بدست آورند.
اینکه با اضطراب به آینده نگاه می کنند،
و حال را فراموش می کنند
نه در حال به سر می برند و نه در آینده
به گونه ای زندگی میکنند که گویی هرگز نمی میرند
و به گونه ای می میرند که گویی هرگز زندگی نکرده اند.
گرمی دستان خدا را در دستانم حس کردم.
هر دو سکوت کردیم.
من پرسیدم:
دوست داری بندگانت کدام درسهای زندگی را بیاموزند؟
او گفت:
بیاموزوند که آنها نمی توانند کسی را وادار کنند که عاشقشان باشد ،
همه کاری که آنها می توانند بکنند این است که اجازه دهند خودشان دوست داشته باشند.
بیاموزند که فقط چند ثانیه طول می کشد که زخمهای عمیقی در قلب آنان که دوستشان دارند ایجاد کنند
ولی زمانی زیاد می خواهد تا آن زخمها را التیام بخشیم.
بیاموزند ثروتمند کسی نیست که بیشترین ها را دارد،
بلکه کسی است که به کمترین ها رضایت می دهد.
بیاموزند آدمهایی هستند که دوستشان دارند،
فقط نمی توانند احساساتشان را نشان دهند.
بیاموزند دو نفر می توانند با همدیگر به یک نقطه نگاه کنند،
ولی آن را متفاوت ببینند.
بیاموزند کافی نیست که تنها دیگران را ببخشند،
بلکه باید خود را نیز ببخشند.
و با تمام اینها بدانند که من همیشه با آنها هستم،دوستشان دارم و از دور مراقبشان هستم...

یاحق

|+| نوشته شده توسط صدای خاموش در سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387 ساعت 22:17 |